شاه محمود داعى شيرازى

55

نسايم گلشن ( شرح شرح گلشن راز شيخ محمود شبسترى ) ( فارسى )

هجرى بوده ، ممكن نيست بهاء الدين زكريا ( وفات 666 ) يا شيخ شهاب الدين عمر سهروردى ( 636 ) را ملاقات كرده باشد 51 » . ظاهرا حسينى هروى در خانواده‌ى روحانى و متصوف رشد كرده باشد . او در شعرهاى خويش به پدرش اشارتى دارد . پدرى كه اهل درد و دانش عارفانه است : روزى پدر اين حكايتم كرد * كز خيل محققان يكى مرد از درد فراق خود برآشفت * در حالت سكر با خدا گفت كه اى در دل و ديده نورم از تو * آخر به چه جرم دورم از تو ؟ گفتند : تويى حجاب ، كس نيست * اين زيستنت گناه بس نيست آرى به خدا كه همچنين است * كاينجا گنه كبيره اين است اين طرفه كسى نديد هرگز * وين قصه كسى شنيد هرگز ديوانه شود هزار عاقل * آسوده كسا كه هست غافل 52 ميرحسينى هروى جامع علوم ظاهرى و باطنى بوده است . او علاوه بر عرفان - كه در آن از مشايخ به حساب است - در ادبيات ، فلسفه ، كلام ، حديث ، دين‌شناسى ، نجوم ، تاريخ و حتى جغرافيا نيز اطلاعات وسيعى داشته است . دولتشاه سمرقندى در تذكرة الشعراء ، او را « سالك مسالك دين و عارف اسرار يقين » مىنامد و سپس مىنويسد : « در كشف رموز حقايق و دقايق ، كنز معانى بوده ، و در فضيلت و علوم ، جنيد ثانى . خاطر پرنور او گلشن راز و طوطى نطق او عندليب خوش‌آواز . . . اكثر اوقات سياحت كردى ، و مسكن سيد شهر هرات بوده . . . و سال‌ها به سلوك مشغول بوده و با بسيارى از اكابر صحبت داشته . . . اما كتب نظم و نثر سيد حسينى سىنامه است 53 » . نور الدين عبد الرحمن جامى نيز در كتاب گران‌سنگش نفحات